تحلیل فاندامنتال

در تحلیل فاندامنتال تحلیلی است که سمت، نوع حرکت و گام بعدی بازار بر اساس عوامل بنیادین و تاثیرگذار تخمین زده می‌شود. در این روشِ تحلیل ارزش ذاتی یک نماد سنجیده می‌شود. این عوامل بنیادین عوامل اقتصادی و مالی هستند که می‌توانند بصورت بلند مدت یا کوتاه مدت روی ارزش آن نماد تأثیر بگذارند. گاهی این تاثیرات کاملاً مستقیم و واضح است و گاهی می‌تواند گنگ باشد یا توسط عوامل دیگری خنثی شود.

در روش تحلیل بنیادین طیفی از مسائل کلان اقتصادی مانند ترازتجاری (Trade Balance)، تولید ناخالص داخلی (GDP)، شاخص بهای مصرف کننده (CPI) نرخ بهره (IR) تا شرایط صنعت، مسائل و عوامل خرد مانند شرایط مدیریتی شرکت، میزان سرمایه، P/E برای بررسی ارزش آن نماد مورد توجه قرار می‌گیرد.

تحلیل فاندامنتال با محاسبه تأثیر تغییرات شاخص‌ها و مسایلی که به آنها توجه دارد ارزش آتیِ احتمالی نماد را با ارزش فعلی آن مقایسه می‌کند و در جهت و به میزان تفاوت این دو وارد بازار می‌شود؛ به عبارت دیگر، تحلیل فاندامنتال کمک می‌کند که ارزش ذاتی واقعی نماد کشف شود؛ اگر با ارزش فعلی بازار متفاوت باشد بدلیل احتمال بالای حرکت قیمت به سمت ارزش ذاتی خود در همان جهت معامله گر وارد بازار می‌شود.

تحلیل فاندامنتال بر خلاف تحلیل تکنیکال که بر اساس اطلاعات گذشته است توجه چندانی به آنها ندارد همچنان که در تحلیل تکنیکال برخی حرکات بازار می‌تواند تصادفی باشد هر چند این مسئله شاید در تحلیل فاندامنتال به این صورت مشهود نباشد، حتماً همیشه مواردی هستند که از دید تیزبین‌ترین تحلیل گران بنیادی هم دور بماند. یا حتی ممکن است تعدد و تداخل پارامترهای اقتصادی که در آنها تضاد، تعارض هم افزایی و هم رفتی… وجود داشته باشد کار را سخت کند.

برای مثال ممکن است یک پارامتر اقتصاد کلان بسیار مثبت باشد ولی در همان حال اخبار خوبی از درون شرکت به گوش نرسد یا در مورد بازار ارز ممکن است ارز مقابل آن نیز شرایط مثبت داشته باشد و مثبت بودن آن پارامتر اقتصاد کلان تأثیر مورد انتظار را نداشته باشد.

علاوه بر آن ذهن انسان در درک و دریافت و نتیجه‌گیری ظرفیت محدودی دارد. تصور این‌که تحلیل فاندامنتال فارغ از هرگونه ایرادی است منطقی نیست بنابراین اتکا صددرصدی بر تحلیل فاندامنتال مانند اکثر سبک تحلیل دور از حرفه گری در بازار است.

سید محمود حسینی