ما هم مانند شما تریدر و سرمایه گذار بازارهای مالی هستیم، با امید و آرزو و برنامه های تقریبا مشابه. ولی اندکی تجربه های متفاوت از هم داریم. به عبارت دیگر، مانند هر معامله گری برای کسب سود و ثروت و به دست آوردن آنچه دوست داشتیم و رسیدن به آروزها به کار معامله گری در بازارهای مالی روی آوردیم. همه ما در مواجه با تبلیغات یا پتانسیل هایی که بازارهای مالی مانند فارکس، بورس و اخیرا ارز دیجیتال، بشدت عاشق آن شدیم زیرا بازار مالی در نظرمان مانند سرزمین تحقق آروزها در یک شب بود. اما با چیزهای دیگری روبه رو شدیم. در یک کلام، در حال تکامل در معامله گری هستیم.

شاید گفته لسان الغیب، حافظ (ره) شیرازی وصف حال بسیاری از تریدرها باشد که می فرماید:” که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها.” همه چیز در ابتدا یه خرید و فروش ساده به نظر می رسید اما هر چه بیشتر پیش رفتیم با عمق کار بیشتر آشنا شدیم.

تکامل در تکامل یک معامله گر

این عبارت برای همه ما آشناست اما اگر بخواهیم تعریفی از آن ارایه بکنیم یعنی تغییرات تدریجی در راستای بهبود و تطبیق پذیری بیشتر با محیط به منظور نجات پیدا کردن. این امر برای یک معامله گر هم باید اتفاق بیفتد. او هم وقتی وارد دنیای جدید و صد البته پیچیده و پر از دام ها و تله های گوناگون می شود باید در مسیر درست تکامل پیدا کند. اگر یک معامله گر در مسیر درست گام نگذارد و به درستی پیش نرود تکاملی رخ نداده و او خود را بشدت دچار مشکل خواهد کرد.

موضوعی که وجود دارد این است که هم مسیری که یک تریدر باید در آن قدم بگذارد دچار تغییر و تکامل شده است وهم آن چیزهایی که برای تکامل پیدا کردن نیاز است دچار دگرگونی های عظیمی شده است. منابع به شدت تغییر کرده است. نظرات مختلفی مطرح شده است. کتاب های زیادی منتشر شده است. بازارها و نوع قراردادها و مشتقات نوعی عرضه شده است. برای مثال ۱۵ سال پیش خبری از ارزهای دیجیتال نبود و یا بازار فارکس به این شکل نبود و همه نمی توانستند وارد این بازار شوند. معامله کردن در بازار سهام نیز مشقات و زحمات خاص خود را داشت.

تکامل یک معامله گر یک اتفاق یا یک فرآیند؟

در روزگاری که شرایط هر روز متغییرتر می شود این مطلب را می طلبد که همیشه در حال یادگیری و رشد باشیم. ایستادن به امید اینکه دیگر به موفقیت در بازارهای مالی دست پیدا کرده ایم به شکست و جا ماندن از حرکت بازار منتهی خواهد شد. همچنین باید همیشه به خود یادآور شویم که تکامل در امر ترید در بازارهای مالی یک فرآیند است و اتفاقی نیست که یک باره رخ دهد.

هر چه پیش می رویم تجربیات زیادی به اشتراک گذاشته می شود. هرچند برخی از آنها به درد امروز نمی خورند اما برخی هنوز بسیار معتبر هستند. برای مثال بهتر است به تجربیات و نوشته های مارک داگلاس که کتاب های ارزشمندی دارد اشاره کنیم. او در کتاب هایش به مسائلی پرداخته است که مروبط به حوزه روانشناسی تریدر می باشد. کتاب معامله گر منضبط مارک داگلاس کتاب ارزشمندی هست و همچنین دیگر کتاب او یعنی Trading in the Zone. با آنکه از تاریخ تجربیات , نظرات داگلاس زمان قابل توجهی گذشته است و بازارهای مالی دچار تغییرات شگرف شده اند اما همچنان مطالب بسیار ارزشمندی می توان یافت.

کتاب تکامل یک معامله گر از غار تا تالار نیز تلاش می کند که مشکلات و راه حل های روانشناسی معامله گر را مطرح کند که باید از چه موانعی عبور کند تا به تکامل برسد همانگونه که نیاکان ما با ایجاد ترس، دلهره، امید، خوش بینی و … خود را از شرایط بسیار ساخت نجات داده اند و انسانی که زمانی یک شکار در طبیعت بود اکنون به بزرگترین شکارچی و خطر برای همان طبیعت بدل شده است. این کتاب به عناصر اصلی معامله گری پرداخته و ساختمان ذهنی معامله گر را تشریح می کند تا او بداند که مسیر کجاست و چگونه باید قدم بردارد.

بیراه های مسیر تکامل

کتاب ها و مقالات ارزشمند بسیاری در حوزه تمام بخش های بازارهای مالی اعم از فارکس، بورس و حتی رمزارزها که نوپا هستند وجود دارد. منابع بسیاری وجود دارد که به خوبی مباحث تحلیل تکنیکال و فاندامنتال، روانشناسی معامله گر، مدیریت سرمایه و همچنین تجربیات ریز و درشت را منتقل می کنند. برخی از آنها مانند تئوری داوجونز یا تئوری امواج الیوت دارای قدمت بوده و برخی نیز نو و جدید هستند.

اما نکته اینجاست که حجم انبوه منابع یک بیراه برای تکامل و رشد فردی است که می خواهد به یک معامله گر در بازارهای مالی تبدیل شود. زیرا دلیل وجودی این منابع این است که فرد در بازارهای مالی به موفقیت مستمر در معامله گری برسد نه آنکه کتاب ها و منابع زیادی را مطالعه کرده باشد و یک دایره المعارف زنده در حوزه رمزارز یا سایر بازارها باشد. مهم این است که او بتواند از بازار فارکس سود کسب کند. سرمایه ای که در بازار سهام دارد رشد کند و نهایتا بتواند برای خود خلق ثروت کند.

در مقابل آنچه در بسیار از معامله گران دیده می شود این است که آنها حجم بالایی از اطلاعات دارند، اکثر روشهای تحلیل تکنیکال را می شناسند. به خوبی می توانند بصورت فاندامنتال تجزیه و تحلیل کنند. احساسات، سوگیرها و مشکلات روانی یک معامله گر را می دانند و مانند یک روانشناس ترید می توانند اظهار نظر کنند، انواع روشهای مدیریت سرمایه و ریسک را حفظ هستند اما نمی توانند که به موفقیت مستمر و دائمی که در بازار معادل کسب سود است دست پیدا کنند.

این همان مسیر اشتباه و پرهزینه ای است که یک معامله گر به اشتباه می تواند در آن قدم بگذارد. هزینه مالی، زمانی و روانی بسیار صرف کند بی آنکه چیزی بدست بیاورد.

مسیر قدیمی یک معامله گر

همانطور که گفته شد مسیر تکامل یک معامله گر هم دچار تغییر و تحول شده است و یا بهتر است بگوییم تکامل پیدا کرده است. سابقا گفته می شد که یک معامله گر ممکن است برای رسیدن به هدف نهایی باید پنج مرحله را عبور کند. مرحله آخر چیزی بود که مارک داگلاس در کتاب Trading In The Zone تلاش می کند آن را توصیف کند.

پنج مرحله ای که یک معامله گر ممکن است با آن مواجه شود بترتیب زیر است:

  1. حماقت
  2. بی کفایتی
  3. بی کفایتی هوشمندانه
  4. ترید هوشمندانه همراه با ترس از ترید
  5. Zone

تشریح مراحل تکامل یک معامله گر در گذشته

گام اول این مسیر تکاملی را حماقت گفتند. یعنی ورود به بازار بدون داشتن حداقل اطلاعات لازم برای داشتن یک معامله. البته باید در نظر داشته باشیم دانستن اینکه چگونه بخریم یا بفروشیم جز دانش بازار محسوب نمی شود. ممکن است این روزها هم کسی پیدا شود که در این مرحله وارد بازار شود اما بسیار کم هستند زیرا امروزه با یک جستجوی ساده در اینترنت در مورد مثلا تحلیل تکنیکال یا روانشناسی ترید مطالب زیادی در اختیار افراد قرار می گیرد. در حالیکه در گذشته اینگونه نبود.

مرحله دوم بی کفایتی است. یعنی معامله گر یک گام جلوتر آمده است. اطلاعات لازم و گاهی کافی از بازار را کسب کرده است اما نمی تواند ترید کند. او به این بی کفایتی خود نیز آگاه نیست. او نمی داند که آیا نمی داند یا نمی تواند.

مرحله سوم تکامل، جایی است که بسیاری در آن گیر می کنند و نمی توانند پیش بروند. می توان گفت که در هر مرحله عده ای از گردونه تکامل و رشد خارج می شوند. اما تا این مرحله عده زیادی می توانند رشد کنند اما بخش عظیمی از آنها دیگر نمی توانند رشد بیشتری داشته باشند.

بی کفایتی هوشمندانه به این معنی است که معامله می داند که همه اطلاعات را دارد ولی نمی تواند آنها را اجرا کند. روشهای جدید یاد می گیرد، به دنبال مشکل خود می رود. با مربیان بسیاری دورهای مختلف را می گذراند اما همچنان نمی تواند آموخته های خود را در میدان بازارهای مالی پیاده کند. برخی از معامله گران در این مرحله گیر می افتند و عده می توانند به مرحله چهارم خود را برسانند.

قله تکامل معامله گری

مرحله چهارم جایی که معامله گر به خوبی آموخته است، می تواند اجرا کند اما زخم شکست های گذشته هنوز بر روح و روان او فشار می آورند و کامل التیام نیافته اند. اما می توان گفت که معامله گر به قله موفقیت در معامله گری نزدیک شده است و دیگر می توان به او گفت یک تریدر.

قله معامله گری، ترید کردن در Zone است. این عبارت در برخی ترجمه های کتاب مارک داگلاس به تحلیل ذهنی، معامله در منطقه و حتی معامله با ضمیر ناخودآگاه ترجمه شده است. اما هیچ یک از آنها معنی عبارت Zone را به خوبی نمی توانند ادا کنند. زیرا Trading In The Zone یک عبارت نیست بلکه یک حالت است.

Zone نه تنها در معامله گری بلکه در تمام کارهایی است که انسان انجام می دهد. زمانی گفته می شود که فرد در Zone است که با آن کاری که انجام می دهد یکی می شود. آن را لمس و حس می کند. مانند اینکه بخشی از آن کار شده است و آن فعالیت نیز جزی از وجود اوست. هر دو در یک هماهنگی باهم پیش می روند. فرد نهایت تمرکز را دارد و از اینکه در این شرایط است لذت می برد.

معامله گری که به این مرحله می رسد در واقع در حال رقص با بازار است و هیچگونه مشقتی حس نمی کند. اگر شما هم به این مرحله رسیدید بدانید که به قله معامله گری در بازارهای مالی رسیده اید و نقطه بالاتری وجود ندارد.

مسیر جدید یک معامله گر

امروزه با توجه به رشد سریع علم در حوزه های مختلف از تحلیل تکنیکال و ورود هوش مصنوعی و سایر فناوری ها، و بویژه در حوزه روانشناسی شناختی و علوم ذهنی که در امر روانشناسی معامله گر بسیار حیاتی است، دیگر لازم نیست که معامله گر حرکت خود را از نقطه اول شروع کند. بلکه او می تواند با آموزش درست و نزدیک تر به قله موفقیت آغاز نماید.

درست آموختن، درک خوب و تثبیت ذهنی و تمرین برای اجرا اولین گام است که او باید بردارد. گرچه شاید کمی طولانی به نظر برسد اما حتما بسیار بهتر از مسیر قدیمی است که معامله گر را متحمل زیان های مالی، روانی و جسمی می کرد است. ادامه این مسیر فقط آموختن مطالب جدید و ثبیت و اجرا و دوری از خطاهایی است که به معامله گر گوشزد می شود.

در کتاب تکامل یک معامله گر، هنر تسلط برخود کاملا مسائلی که باعث می شود معامله گر از مسیر تکاملی و تعالی خود دور بماند اشاره شده است. باید یک معامله گر آن را بخواند و اجرا کند. مسیر جدید مانند سایر راه هایی که عریض و روان شده اند نیز ساده و روان است.

سید محمود حسینی